داستان نبردی که در رسانههای غربی با آب و تاب شرح شد، اما قهرمانانش در سکوت ماندند. روایت تکاندهنده از ۱۱ آذر ۱۳۶۱؛ روزی که سرتیپ خلبان شهرام رستمی با تکیه بر آرامش و محاسبات دقیق، یکی از سریعترین و مرموزترین هواپیماهای جهان، میگ ۲۵ را در آسمان ایران شکار کرد.
بیتران، علی غفوری: یکی از خلبانان افسانهای اما کمتر شناخته شده ایران، سرتیپ خلبان شهرام رستمی متولد ۱۳۲۷ خلخال است که پس از دورههای مقدماتی خلبانی برای گذراندن روزهای پیشرفته، ابتدا به پاکستان رفت و پس از ۵ سال برای دورههای تخصصی دوبار به آمریکا رفت. وی یکی از معدود خلبانان کابین جلو بود که برای آموزش خلبانی هواپیمای پیچیده تامکت به پایگاه اوشینای ویرجینیا رفت.
به دنبال شکار هیولای ناشناخته
سرتیپ خلبان شهرام رستمی در طول جنگ موفقیتهای زیادی کسب کرد. یکی از این موفقیتها انهدام یک میگ ۲۵ بود. میگ ۲۵ در دهه ۷۰ میلادی هیولایی ناشناخته برای غرب بود. البته سپتامبر ۱۹۷۶ برابر با شهریور ۱۳۵۵ با فرار ویکتور بلنکو خلبان خائن روس به ژاپن، بخش بزرگی از اسرار این هواپیما لو رفت اما تا آذر ۱۳۶۱ هیچ خلبان آسیایی یا غربی نتوانسته بود یک میگ ۲۵ را در یک نبرد واقعی به زیر بکشد. ایران یکی از اولین کشورهایی بود که تا سالها گرفتار مزاحمهای این شکاری-رهگیر با توان تجسسی بالا بود.
بیشتر بدانید: چگونه جنگهای ضد استعماری موجب تولد ایده امرپ ها شد ؟ قسمت اول
داستان به سالهای ابتدایی دهه ۵۰ خورشیدی باز میگشت. خلبانان روس به تلافی گشتها و فیلمبرداریهای منظم ایران و آمریکا از جنوب شوروی، یک میگ ۲۵ را از آسمان کشورهای آسیای میانه بلند کرده و پس از یک فیلمبرداری کامل از مناطق حساس کشور، به سمت یمن شمالی متحد خود رفته و در آنجا بر زمین مینشست.
سپس از یک مسیر دیگر این هواپیما را به روسیه بازمیگرداند. ایران و اسرائیل که آنزمان بهترین مدلهای اف ۴ را در اختیار داشتند بارها سعی کردند تا این هواپیما را رهگیری کنند. اما مشکل در ارتفاع بسیار بالای این هواپیما بود. میگ ۲۵ میتوانست تا ارتفاع ۸۰ هزار پا اوج بگیرد و تا ۳۰ دقیقه با سرعتی بالای ۳۲۰۰ کیلومتر حرکت کند. نیمی از وزن این هواپیما مملو از سوخت بود و تا ۱۳۵۵ (۱۹۷۶) که اف ۱۴ موسوم به تامکت پا به عرصه عملیاتی گذاشت، هیچ شکاری غربی و شرقی قادر به رهگیری آن نبود.
با عملیاتی شدن تامکتها در سال مذکور در ایران و آمریکا، کمکم شعاع عملیاتی میگ ۲۵ محدود شد اما حرکت این محصول فناوری شوروی که در ناتو به فاکسبت یا خفاش روباه (که کنایه به ویژگی هر دوی این جانوران داشت) هرگز متوقف نشد.
جنگ ایران و عراق و نبرد دو فناوری
با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، اف ۱۴های ایرانی به سرعت وارد عمل شدند. این هواپیماها که تنها ۳۰ درصد آنها توان عملیاتی داشتند طی ۶ ماه بیش از ۱۰۰ پیروزی هوایی بدون حتی یک شکست به نام خود ثبت کردند. با این وصف خلبانان تامکت حتی نتوانستند یک میگ ۲۵ را شکار کنند. مشکل آن بود که کنترل شکاری میگ ۲۵ مستقیماً توسط خود روسها انجام میشد و حتی احتمالاً خلبانی این هواپیما را هم روسها بر عهدهداشتند. چون در هیچ موردی از سقوطهای این شکاری تا آخر جنگ ما شاهد اجکت یک خلبان فاکسبت نبودیم.
بیشتر بدانید: موشک جدید ایران که آمریکا از آن می ترسد چیست؟
میگهای ۲۵ معمولاً با هدایت پایگاه اصلی، از مرزهای غربی وارد کشور شده و خلاف جهت حرکت تامکتها در داخل ایران به عکسبرداری یا شکار فانتومها و تایگرها میپرداختند. چون میدانستند سایر هواگردهای ایران قادر به شکار آنها نیستند. سپس به محض نزدیک شدن اف ۱۴ها پسسوزها را روشن میکردند و به سرعت به سمت جنوب غربی یا غرب تغییر مسیر میدادند.
شکار آنها احتیاج به یک سری محاسبات دقیق ریاضی، کنترل کامل اعصاب، آرامش فراوان و تجربه داشت. عملاً نبرد تامکت و فاکسبت یک نبرد هوایی نبود. بلکه یک مبارزه بین دو تفکر و استفاده از ابزارهای در دسترس بود. دو خلبان حتی همدیگر را نمیدیدند. تا سال دوم جنگ چندین خلبان اف ۱۴ مدعی زدن میگ ۲۵ شدهبودند اما اطلاعات ستاد نیروی هوایی هیچکدام را تأیید نکردهبود. نه لاشه ای و نه خلبانی هیچکدام پیدا نشدهبودند. دلیل آن نیز همان سرعت بالای ۳ ماخ این جنگنده بود. هنوز هم پس از ۴ دهه در دنیا چنین سرعتی دستنیافتنی است.
عملیات شکار در آسمان خارگ
اما ۱۱ آذر ۱۳۶۱ همه چیز متفاوت بود. سرهنگ دوم شهرام رستمی خلبانی که اصلاً نه به دنبال شهرت بود و نه از قهرمانبازی خوشش میآمد در آسمان خارک مشغول سوختگیری بود که ستوان یکم علی محمد رفیعی کابین عقب ورزیده گردان ۸۱ به او حرکت یک هواپیما در شمال شرقی حوالی مرز خوزستان-ایلام را اعلام کرد. چند ثانیه بعد رفیعی هشدار داد: ارتفاع این هواپیما ۷۰ هزار پا و سرعت آن بالای ۳ هزار کیلومتر است. رستمی مطمئن شد با یک میگ ۲۵ طرف است. بنابراین سوختگیری را نیمهتمام گذاشت و به سمت شمال حرکت کرد.

سرتیپ خلبان شهرام رستمی میدانست کوچکترین اشتباه میتواند به فرار میگ ۲۵ بیانجامد و او با حداکثر سرعت دو ماخ نمیتواند به گرد پای این هواگرد گریزپا برسد. میگ ۲۵ از نظر راداری و موشک از اف ۱۴ ضعیفتر بود. اما افسران کنترل شکاری روس یا عراقی که او را از بصره یا الرشید هدایت میکردند این نقص راداری را جبران میکردند.
بحث بر سر الگوی رفتاری خلبانان میگ ۲۵ بود. رستمی باید میگذاشت میگ ۲۵ هرچه بیشتر وارد خاک ایران بشود تا خروجش سختتر شود. رفیعی که مدام در حال جستجوی راداری بود به فرمانده اعلام کرد فاصله ۱۸۰ مایل! رستمی میتوانست از همان فاصله قفل راداری را انجام دهد. اما میدانست که این قفل راداری حتماً خلبان میگ ۲۵ را از خطر آگاه میکند و اگر به سمت شمال غربی حرکت کند از دست رفتهاست. رستمی که خود فرمانده گردان بود و در تمامی جلسات بریفینگ نبردهای ناکام با میگ ۲۵ پایگاه هشتم شکاری اصفهان حضور داشت هیچ عجلهای نکرد و ابتدا ارتفاع خود را به ۴۵ هزار پا افزایش داد و سپس سرعت را به ۹۰۰ کیلومتر رساند.
تله فونیکس و لحظه پیروزی
او باید به شکلی حرکت میکرد که در انتهای مسیر، حرکتش از غرب به شرق جریان مییافت تا شکاری عراقی را در مسیر شرق به غرب در تله فونیکس بیندازد. تنها راه انهدام این هواپیما نیزه بلند نیروی هوایی ایران یا همان فونیکس بود. موشکی با سرعت بالای ۴ ماخ که پس از شلیک تقریباً (و نه کاملاً) از پشتیبانی رادار مادر بینیاز میشد. از آنسو گویا خلبان میگ ۲۵ با اطلاعاتی که از مرکز دریافت میکرد پی برد که خطری از غرب او در حال نزدیک شدن است. بنابراین مسیر خود را تغییر داد. رادار او هنوز اف ۱۴ را نمیدید.
بیشتر بدانید: سرهنگ خلیل دشتیزاده؛ مرد گمنام گردانهای تامکت
اینجا بود که سرتیپ خلبان شهرام رستمی به سمت گام آخر رفت. ابتدا با روشن کردن پسسوزها سرعت خود را به دو ماخ رساند و سپس رادار خود را بر روی میگ ۲۵ قفل کرد. یک اف ۱۴ پس از روشن کردن پسسوزها تنها میتواند حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه پرواز کند (بسته به میزان سوخت). اما یک میگ ۲۵ تا نیم ساعت قادر به پرواز کروز در شرایط پسسوز با سرعت ۱۸۰۰ کیلومتر است. بنابراین اگر کار به جنگ و گریز میکشید تامکت بازنده بود.
در ۸۰ مایلی هدف رفیعی اعلام کرد که جناب سرهنگ همه چیز آماده شلیک است. رستمی باز هم چند ثانیه تأمل کرد و در ۷۰ مایلی دستور شلیک داد. در این لحظه دو هواپیما با سرعت ۴۵۰۰ کیلومتر (جمع سرعت دو هواپیما) در حال نزدیک شدن به هم بودند. خلبان میگ ۲۵ که میدانست در چنین فاصلهای فرار از فونیکس ممکن نیست به حرکت خود ادامه داد و موشک آر ۴۰ را به سمت اف ۱۴ شلیک کرد. رستمی که میدانست با حرکت شدید دماغه اف ۱۴ به چپ و راست ممکن است موشک فونیکس در ثانیههای آخر هدف را گم کند و خلبان عراقی (یا روس) با یک گردش حساب شده از کنار فونیکس بگذرد همچنان به سمت میگ ۲۵ حرکت کرد.
سقوط شکاری و سکوت قهرمان
در ۴۰ مایلی هدف، آنها یک انفجار شدید دیدند. رفیعی انهدام میگ ۲۵ را تأیید کرد و رستمی ثانیههایی بعد موشک رها شده از میگ ۲۵ را با یک گردش ملایم جا گذاشت. او میدانست این موشک روسی بدون رادار مادر عملاً سرگردان است. آنها از روی شکاری آتش گرفته با سرعت گذشتند و رستمی مشاهده کرد که هیچ اجکتی نیز صورت نگرفتهاست. پرنده شعلهور نیز به سمت درهها رفت و با برخورد با زمین متلاشی شد.
چندی بعد این نبرد کلاسیک در رسانههای غربی با آب و تاب فراوان شرح دادهشد. در حالی که کسی خلبان و کمک او را نمیشناخت. رستمی کمتر از دو ماه بعد از این پیروزی سرهنگ تمام شد.
سرتیپ خلبان شهرام رستمی، سرباز بیادعا
در کارنامه رستمی شکار یک میگ ۲۳، یک میگ ۲۱ و ۳ میراژ نیز هست. ویژگی وی کمحرفی و سواد بالا است. رستمی شهریور ۱۳۶۶ فرمانده پایگاه هشتم اصفهان شد و پس از جنگ و گرفتن درجه سرتیپی رئیس دانشکده فرماندهی و ستاد و دست آخر به ریاست ستاد ارتش رسید.
وی در دهه ۷۰ به دلیل مقاومت در برابر تخلف یک ارگان نظامی با دردسر زیادی مواجهشد و در دادگاه نظامی حتی حکم تعلیقی گرفت. اما سلامت حرفهای او سبب شد تا کسی نتواند به او تهمتی بزند. رستمی بعدها چند بار بهخاطر اظهار نظرهای حرفهای مورد انتقاد واقع شد اما در نهایت همه میدانستند که او یک فرد دلسوز است.
روایتهای قهرمانان فراموش شده را اینجا دنبال کنید.
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
موشک قاره پیما ایران از رستاخیز تا خرمشهر ۵
موشک جدید ایران که آمریکا از آن می ترسد؟
راه مهم ایران برای شکار اف ۱۵ آمریکا
چرا نیروی هوایی ایران مهم است؟



